نفتِ گران، طلای ارزان میسازد
سید حجت شفائی رئیس اتحادیه تولیدکنندگان و صادرکنندگان طلا
بازار طلا این روزها در مسیری نزولی حرکت میکند؛ مسیری که بیش از آنکه تابع الگوهای سنتی این بازار باشد، بازتاب مستقیم تحولات ژئوپلیتیکی اخیر است. حمله ایالات متحده و رژیم صهیونیستی به ایران نهتنها فضای امنیتی منطقه را دگرگون کرد، بلکه بسیاری از بازارهای اقتصادی را در ایران و سطح بینالملل تحتتأثیر قرار داد. در این میان، اونس جهانی طلا بهواسطه جهش بهای نفت و بروز بحران عرضه انرژی ــ ناشی از کاهش صادرات نفت از خلیج فارس و نگرانی نسبت به امنیت تنگه هرمز ــ با افت قابلتوجهی مواجه شد؛ افتی که در ظاهر خلاف انتظارهای رایج درباره رفتار طلا در زمان بحران است.
در دورههایی که قیمت نفت افزایش مییابد، نیاز کشورها به نقدینگی فوری برای تأمین انرژی بیشتر میشود. در چنین شرایطی، طلا از نقش «پناهگاه امن» فاصله میگیرد و به ابزاری برای آزادسازی منابع مالی بدل میشود. همین نیاز، بازیگران بازارهای مالی را به سمت فروش داراییهای طلایی سوق داد و کشورها نیز بهدلیل اولویتبخشی به ذخیرهسازی انرژی، تمایلی به سرمایهگذاری جدید در این حوزه نداشتند. افزایش عرضه ناشی از فروش ذخایر قبلی، روند نزولی قیمت را تشدید کرد و اونس جهانی طلا در بازارهای مالی با کاهش چشمگیر روبهرو شد.
بازار داخلی ایران نیز از این موج جهانی مصون نماند. کاهش نرخ ارز در بازار آزاد، همزمان با افت اونس جهانی، موجب شد قیمت طلا در داخل بهطور محسوس کاهش یابد. در دوره جنگ، طلا از اولویت نخست خانوارها برای سرمایهگذاری خارج میشود و برخی حتی برای تأمین نقدینگی لازم، به فروش داراییهای طلایی خود روی میآورند. این رفتارها، همراه با کاهش تقاضای سرمایهای، زمینه افت بیشتر قیمت را فراهم ساخت و بازار طلا را در موقعیتی متفاوت از دورههای عادی قرار داد.
مقایسه این تحولات با جنگ ۱۲ روزه گذشته، نشان میدهد که دامنه اثرگذاری جنگ اخیر بسیار گستردهتر بوده است. در آن دوره، منطقه و بهویژه تنگه هرمز درگیر بحران مستقیم نبود، اما جنگ رمضان بهطور گسترده بر بازارهای مالی و انرژی جهان سایه انداخت. شاخص اونس جهانی که پیش از جنگ در محدوده ۵۴۵۰ تا ۵۵۰۰ دلار قرار داشت، در پی جهش بهای نفت و تأخیر در تأمین نیاز انرژی کشورها تا حوالی ۴۵۰۰ دلار عقب نشست؛ سقوطی نزدیک به هزار دلار که گویای ابعاد تحول در بازارهای جهانی است. چشمانداز آینده بازار طلا وابسته به ثبات شاخصهای کلان اقتصاد جهانی و مسیر قیمت انرژی است. تجربه ماههای منتهی به جنگ رمضان نشان داد که افزایش سرمایهگذاری در طلا میتواند قیمتها را بهسرعت بالا ببرد، اما همان سرمایهها در زمان بحران، مسیر خروج را انتخاب میکنند. توصیه امروز نیز همان است: ترسیم یک سبد سرمایهگذاری متنوع، تدریجی و مبتنی بر مدیریت ریسک. اقتصاد بهروشنی تأیید میکند که ورود پلکانی به بازارهای مالی، بهترین سپر در برابر تلاطمهای ژئوپلیتیکی است.
در دورههایی که قیمت نفت افزایش مییابد، نیاز کشورها به نقدینگی فوری برای تأمین انرژی بیشتر میشود. در چنین شرایطی، طلا از نقش «پناهگاه امن» فاصله میگیرد و به ابزاری برای آزادسازی منابع مالی بدل میشود. همین نیاز، بازیگران بازارهای مالی را به سمت فروش داراییهای طلایی سوق داد و کشورها نیز بهدلیل اولویتبخشی به ذخیرهسازی انرژی، تمایلی به سرمایهگذاری جدید در این حوزه نداشتند. افزایش عرضه ناشی از فروش ذخایر قبلی، روند نزولی قیمت را تشدید کرد و اونس جهانی طلا در بازارهای مالی با کاهش چشمگیر روبهرو شد.
بازار داخلی ایران نیز از این موج جهانی مصون نماند. کاهش نرخ ارز در بازار آزاد، همزمان با افت اونس جهانی، موجب شد قیمت طلا در داخل بهطور محسوس کاهش یابد. در دوره جنگ، طلا از اولویت نخست خانوارها برای سرمایهگذاری خارج میشود و برخی حتی برای تأمین نقدینگی لازم، به فروش داراییهای طلایی خود روی میآورند. این رفتارها، همراه با کاهش تقاضای سرمایهای، زمینه افت بیشتر قیمت را فراهم ساخت و بازار طلا را در موقعیتی متفاوت از دورههای عادی قرار داد.
مقایسه این تحولات با جنگ ۱۲ روزه گذشته، نشان میدهد که دامنه اثرگذاری جنگ اخیر بسیار گستردهتر بوده است. در آن دوره، منطقه و بهویژه تنگه هرمز درگیر بحران مستقیم نبود، اما جنگ رمضان بهطور گسترده بر بازارهای مالی و انرژی جهان سایه انداخت. شاخص اونس جهانی که پیش از جنگ در محدوده ۵۴۵۰ تا ۵۵۰۰ دلار قرار داشت، در پی جهش بهای نفت و تأخیر در تأمین نیاز انرژی کشورها تا حوالی ۴۵۰۰ دلار عقب نشست؛ سقوطی نزدیک به هزار دلار که گویای ابعاد تحول در بازارهای جهانی است. چشمانداز آینده بازار طلا وابسته به ثبات شاخصهای کلان اقتصاد جهانی و مسیر قیمت انرژی است. تجربه ماههای منتهی به جنگ رمضان نشان داد که افزایش سرمایهگذاری در طلا میتواند قیمتها را بهسرعت بالا ببرد، اما همان سرمایهها در زمان بحران، مسیر خروج را انتخاب میکنند. توصیه امروز نیز همان است: ترسیم یک سبد سرمایهگذاری متنوع، تدریجی و مبتنی بر مدیریت ریسک. اقتصاد بهروشنی تأیید میکند که ورود پلکانی به بازارهای مالی، بهترین سپر در برابر تلاطمهای ژئوپلیتیکی است.
ارسال دیدگاه




