درختان تهران بیصدا کم میشوند
محمدابراهیم ترقینژاد فعال محیط زیست
روز درختکاری در تقویم رسمی کشور، بیش از آنکه یک آیین نمادین باشد، یادآور ضرورتی حیاتی برای زیست شهری است؛ ضرورتی که در کلانشهری چون تهران معنایی دوچندان مییابد. در شهری که سالهاست زیر سایه سنگین آلودگی هوا، توسعه شتابزده و فشارهای اقلیمی نفس میکشد، هر درخت نه صرفاً بخشی از فضای سبز، بلکه عنصری حیاتی برای تداوم زندگی شهری است. با این حال، واقعیت تلخ آن است که همزمان با برگزاری آیینهای نمادین درختکاری، تیغ توسعه نامتوازن شهری و ساختوسازهای بیضابطه همچنان بر پیکره درختان کهنسال و باغات قدیمی فرود میآید. این دوگانگی آشکار، پرسشی جدی پیش روی مدیریت شهری و افکار عمومی قرار میدهد: آیا روز درختکاری تنها یک مناسبت تقویمی است یا نشانهای از مسئولیتی که باید در تمام طول سال جدی گرفته شود؟
درختان برای تهران تنها یک عنصر زیباییشناختی یا فضای سبز تزئینی نیستند؛ آنها ریههای تنفسی شهریاند که بیش از ۹ میلیون نفر در آن زندگی میکنند. در شرایطی که بخش بزرگی از روزهای سال با آلودگی هوا و افزایش غلظت آلایندهها همراه است، درختان با جذب دیاکسید کربن و مونوکسید کربن و آزادسازی اکسیژن، نقشی حیاتی در بهبود کیفیت هوا ایفا میکنند. افزون بر این، برگها و شاخسار درختان بهعنوان تلههای طبیعی گردوغبار و ذرات معلق عمل میکنند؛ ذراتی که سهم مهمی در بروز بیماریهای قلبی و تنفسی شهروندان دارند. از این منظر، قطع هر درخت تنومند در واقع حذف یک سامانه طبیعی تصفیه هواست؛ سامانهای که جایگزینی آن با هیچ زیرساخت مصنوعی به سادگی ممکن نیست.
در کنار مسئله آلودگی هوا، واقعیت اقلیمی ایران نیز بر اهمیت مدیریت علمی فضای سبز شهری میافزاید. فلات مرکزی ایران با بحران کمآبی دستوپنجه نرم میکند و تهران نیز از این قاعده مستثنا نیست. در چنین شرایطی، ادامه الگوهای سنتی درختکاری دیگر پاسخگوی نیازهای امروز نیست. کاشت گونههای پرمصرف و آبدوست، بدون توجه به محدودیت منابع آبی، نه تنها پایدار نیست بلکه میتواند به اتلاف منابع بینجامد.
ضعف نظارت و پاسخگویی در قبال قطع درختان، یکی از جدیترین نگرانیهای محیطزیستی شهرهای بزرگ بهویژه تهران است. در سالهای اخیر بارها دیده شده که درختان کهنسال نه به دلیل بیماری یا خطر سقوط، بلکه در مسیر پروژههای عمرانی و ساختوسازها از میان رفتهاند. در چنین شرایطی، بسنده کردن به جریمه یا وعده کاشت چند نهال جایگزین، نه جبران خسارت است و نه پاسخی درخور به مسئلهای پیچیده و زیستمحیطی. درختی که طی دههها رشد کرده، مجموعهای از کارکردهای اکولوژیک و حتی فرهنگی را در خود نهفته دارد؛ کارکردهایی که یک نهال تازه سالها زمان میخواهد تا به آن نزدیک شود. از این رو، روز درختکاری زمانی معنا مییابد که حفاظت از درختان موجود به اولویت مدیریت شهری بدل شود؛ چراکه نفس تهران به تداوم همین سرمایههای سبز وابسته است.
درختان برای تهران تنها یک عنصر زیباییشناختی یا فضای سبز تزئینی نیستند؛ آنها ریههای تنفسی شهریاند که بیش از ۹ میلیون نفر در آن زندگی میکنند. در شرایطی که بخش بزرگی از روزهای سال با آلودگی هوا و افزایش غلظت آلایندهها همراه است، درختان با جذب دیاکسید کربن و مونوکسید کربن و آزادسازی اکسیژن، نقشی حیاتی در بهبود کیفیت هوا ایفا میکنند. افزون بر این، برگها و شاخسار درختان بهعنوان تلههای طبیعی گردوغبار و ذرات معلق عمل میکنند؛ ذراتی که سهم مهمی در بروز بیماریهای قلبی و تنفسی شهروندان دارند. از این منظر، قطع هر درخت تنومند در واقع حذف یک سامانه طبیعی تصفیه هواست؛ سامانهای که جایگزینی آن با هیچ زیرساخت مصنوعی به سادگی ممکن نیست.
در کنار مسئله آلودگی هوا، واقعیت اقلیمی ایران نیز بر اهمیت مدیریت علمی فضای سبز شهری میافزاید. فلات مرکزی ایران با بحران کمآبی دستوپنجه نرم میکند و تهران نیز از این قاعده مستثنا نیست. در چنین شرایطی، ادامه الگوهای سنتی درختکاری دیگر پاسخگوی نیازهای امروز نیست. کاشت گونههای پرمصرف و آبدوست، بدون توجه به محدودیت منابع آبی، نه تنها پایدار نیست بلکه میتواند به اتلاف منابع بینجامد.
ضعف نظارت و پاسخگویی در قبال قطع درختان، یکی از جدیترین نگرانیهای محیطزیستی شهرهای بزرگ بهویژه تهران است. در سالهای اخیر بارها دیده شده که درختان کهنسال نه به دلیل بیماری یا خطر سقوط، بلکه در مسیر پروژههای عمرانی و ساختوسازها از میان رفتهاند. در چنین شرایطی، بسنده کردن به جریمه یا وعده کاشت چند نهال جایگزین، نه جبران خسارت است و نه پاسخی درخور به مسئلهای پیچیده و زیستمحیطی. درختی که طی دههها رشد کرده، مجموعهای از کارکردهای اکولوژیک و حتی فرهنگی را در خود نهفته دارد؛ کارکردهایی که یک نهال تازه سالها زمان میخواهد تا به آن نزدیک شود. از این رو، روز درختکاری زمانی معنا مییابد که حفاظت از درختان موجود به اولویت مدیریت شهری بدل شود؛ چراکه نفس تهران به تداوم همین سرمایههای سبز وابسته است.
ارسال دیدگاه




