نسخه Pdf

 مناسب‌سازی شهری روی کاغذ مانده است

مناسب‌سازی شهری روی کاغذ مانده است

در شهرهایی که قوانین حمایت از افراد دارای معلولیت تصویب شده و بودجه‌های قابل توجهی برای مناسب‌سازی اختصاص یافته است، زندگی روزمره این گروه همچنان در حصار موانع فیزیکی و ساختاری گرفتار است. 
ایستگاه‌های مترو بدون آسانسور، پروژه‌های شهری فاقد شفافیت مالی و فقدان نظارت مؤثر، تصویری از ناکارآمدی سیاست‌ها را نمایان می‌کند. بهروز مروتی، فعال حقوق معلولان، این ناکامی را نه یک قصور موردی، بلکه نتیجه ساختاری می‌داند و معتقد است این وضعیت نوعی «آپارتاید شهری» ایجاد کرده که دسترسی برابر به فضاها و خدمات عمومی را برای هزاران شهروند محدود می‌کند.

چرا حمایت از افراد دارای معلولیت اغلب تنها در حد شعار باقی می‌ماند و عملاً اجرایی نمی‌شود؟
متأسفانه این برداشت صرف نیست؛ واقعیتی است که سال‌ها تکرار شده است. در سیاست‌گذاری ما فرهنگی حاکم است که پیش از انتخابات وعده‌های فراوان می‌دهد، اما پس از رسیدن به قدرت، اولویت‌ها تغییر می‌کنند. در حوزه افراد دارای معلولیت نیز همین اتفاق رخ داده است. هرچند دولت‌ها بارها بر اجرای قوانین مربوط به معلولان تأکید کرده‌اند، سیاست‌ها و تخصیص بودجه نشان می‌دهد این موضوع در اولویت واقعی قرار ندارد و دغدغه افراد دارای معلولیت حتی در فهرست مسائل اصلی دیده نمی‌شود.
شهرداری‌ها تا چه حد در مناسب‌سازی معابر و خدمات شهری برای افراد دارای معلولیت فراتر از شعار عمل کرده‌اند؟
وضعیت در مدیریت شهری تفاوت چندانی ندارد. مشکل اصلی ساختاری است: فقدان نظارت مؤثر و نبود ضمانت اجرا. در شورای شهر تهران تعدادی نماینده دغدغه‌مند بارها درباره دسترس‌پذیری تذکر داده‌اند، اما شهرداری واکنش جدی نشان نداده است. شورا ابزار کافی برای مجبور کردن شهرداری به انجام وظایفش ندارد و شهرداری نیز به هیچ نهاد مستقل پاسخگو نیست؛ این وضعیت نه فقط در دوره کنونی، بلکه در دوره‌های گذشته نیز ادامه داشته است.

آیا واقعاً منابع مالی کافی برای مناسب‌سازی شهری وجود دارد و این بودجه‌ها چگونه صرف شده‌اند؟
این بخش یکی از حساس‌ترین نکات ماجراست. برخلاف تصور عمومی، مشکل تنها کمبود بودجه نیست. در سال‌های ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ منابع قابل توجهی برای مناسب‌سازی شهری اختصاص یافت، اما تلاش‌ها برای دریافت گزارش شفاف از نحوه مصرف آن بی‌نتیجه ماند. بارها از شهرداری خواستیم مشخص شود این بودجه صرف رفع موانع فیزیکی شده یا پروژه‌های دیگر، اما هیچ گزارش قابل راستی‌آزمایی ارائه نشد. حتی فهرست اماکن مناسب‌سازی‌شده که باید در سامانه «تهران من» منتشر می‌شد، آماده نشد؛ بنابراین وقتی شهرداری ادعا می‌کند صدها کیلومتر مناسب‌سازی انجام شده، هیچ ابزار مستقلی برای تأیید این ادعا وجود ندارد.
وضعیت حمل‌ونقل عمومی برای افراد دارای معلولیت چگونه است و آیا به آن‌ها امکان دسترسی واقعی می‌دهد؟
حمل‌ونقل عمومی یکی از بزرگ‌ترین مشکلات این گروه است. هنوز بسیاری از ایستگاه‌های مترو دسترس‌پذیر نیستند و آسانسورهای موجود یا خاموش‌اند یا خراب. در حمل‌ونقل ویژه نیز کمبود خودرو شدید است؛ طبق قانون، از سال ۱۳۹۵ باید حداقل ۶۰ خودرو به ناوگان افزوده می‌شد، اما نزدیک به یک دهه هنوز این اتفاق نیفتاده است. نتیجه، خانه‌نشینی و انزوای اجتماعی است. این تبعیض اتفاقی نیست، بلکه ساختاری است؛ قانون، آیین‌نامه و بودجه وجود دارد، اما اجرا و نظارت به شکل مؤثر انجام نمی‌شود. حتی شکایت‌های رسمی هم تأثیر جدی ندارد؛ جریمه‌ها آن‌قدر ناچیزند که تخلف ادامه می‌یابد و افراد معلول همچنان محروم می‌مانند.

این محدودیت‌ها چه پیامد اجتماعی برای زندگی افراد دارای معلولیت و کم‌توان به دنبال دارد؟
پیامد اصلی، حذف تدریجی افراد دارای معلولیت از فضای عمومی است. وقتی خیابان‌ها، مترو، اتوبوس و ساختمان‌ها برای آن‌ها قابل استفاده نباشد، عملاً از جامعه کنار گذاشته می‌شوند. این مسئله صرفاً رفاهی نیست؛ حقوق شهروندی آنان نقض می‌شود. فردی که نمی‌تواند از خانه بیرون برود، دسترسی به آموزش، اشتغال، فرهنگ و فعالیت‌های اجتماعی را از دست می‌دهد و با محرومیت چندلایه روبه‌رو می‌شود. 
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه