رد شدن از معابر، حق همه شهروندان است
تهران هنوز شهری برای همه نیست؛ این گزاره ساده، اما در عمل تحقق نیافته است. وقتی درباره مناسبسازی شهری برای افراد دارای معلولیت صحبت میکنیم، در واقع درباره حق دسترسی برابر به شهر سخن میگوییم؛ حقی که روی کاغذ به رسمیت شناخته شده، بودجه برای آن تصویب شده، مصوبه دارد و حتی گزارش عملکرد نیز منتشر میشود، اما در میدان واقعی، بسیاری از معابر، ساختمانها و فضاهای عمومی برای بخشی از شهروندان عملاً غیرقابل استفاده است. اقدامات انجامشده در این دوره مدیریت شهری همانند دورههای گذشته محدود و ناکافیاند؛ پروژههایی تعریف شده و آمارهایی ارائه شده، اما فاصله تهران با شهری که افراد دارای معلولیت بتوانند بدون مانع در آن تردد کنند، هنوز جدی است و همین مسئله نشان میدهد تلاشها هنوز کافی نیست. نگاهی به سطح شهر کافی است تا این شکاف آشکار شود. پیادهروها همچنان ناهموارند، رمپها یا استاندارد نیستند یا اصلاً وجود ندارند، پلهای عابر پیاده برای افراد دارای محدودیت حرکتی قابل استفاده نیستند و بسیاری از مراکز تجاری، فرهنگی و آموزشی بدون توجه به نیازهای دسترسی ساخته یا اداره میشوند. نتیجه روشن است: بخشی از شهروندان عملاً از استفاده برابر از شهر محروماند. با وجود مصوبات شورای شهر تهران در سالهای گذشته درباره خدمات و مناسبسازی، هنوز شهر فاصله زیادی با اهداف تعیینشده دارد و حتی میتوان گفت به میانه مسیر اجرای همان سیاستها هم نرسیده است. دلایل این فاصله چندسویه است. نخست، فرهنگ عمومی است؛ در جامعه ما موضوع معلولیت هنوز دغدغهای دائمی و ساختاری نیست. اغلب توجهها مناسبتیاند؛ در هفته معلولان، پس از انتشار گزارش رسانهای یا در زمان یک تجمع، مسئله مطرح میشود، وعدههایی داده میشود و گاه اقدامات نمادینی هم انجام میگیرد، اما پس از آن موضوع به حاشیه میرود. این نگاه مناسبتی باعث شده دسترسپذیری شهری به اولویت دائمی مدیریت شهری تبدیل نشود. در فرایند تصمیمگیری، نیازهای افراد دارای معلولیت معمولاً در زمره مسائل فوری قرار نمیگیرند و به تدریج از دستور کار اجرایی حذف میشوند.
عامل دیگر، ضعف نظارت است. گزارشهای متعدد مدیران شهری درباره مناسبسازی، کمتر راستیآزمایی شدهاند و شورا و کمیسیونهای تخصصی باید بررسی کنند چه میزان از این پروژهها واقعاً دسترسی را بهبود دادهاند. نشانه روشن این شکاف، نارضایتی گسترده افراد دارای معلولیت است؛ تجربه زیسته آنها نشان میدهد بسیاری از مشکلات اساسی هنوز پابرجاست. مناسبسازی شهری نه رفاه، بلکه ضرورت حقوقی و اجتماعی است؛ شهری که بخشی از شهروندانش نتوانند آزادانه حرکت کنند، از عدالت شهری فاصله گرفته است. تهران امروز بیش از هر زمان به عزم جدی نیاز دارد؛ عزمی که مناسبسازی را از حاشیه مناسبتها خارج کرده و به پروژهای دائمی با زمانبندی مشخص، شاخصهای قابل اندازهگیری و نظارت مستمر تبدیل کند. تا زمانی که شهر برای همه نباشد، عدالت شهری محقق نخواهد شد.
عامل دیگر، ضعف نظارت است. گزارشهای متعدد مدیران شهری درباره مناسبسازی، کمتر راستیآزمایی شدهاند و شورا و کمیسیونهای تخصصی باید بررسی کنند چه میزان از این پروژهها واقعاً دسترسی را بهبود دادهاند. نشانه روشن این شکاف، نارضایتی گسترده افراد دارای معلولیت است؛ تجربه زیسته آنها نشان میدهد بسیاری از مشکلات اساسی هنوز پابرجاست. مناسبسازی شهری نه رفاه، بلکه ضرورت حقوقی و اجتماعی است؛ شهری که بخشی از شهروندانش نتوانند آزادانه حرکت کنند، از عدالت شهری فاصله گرفته است. تهران امروز بیش از هر زمان به عزم جدی نیاز دارد؛ عزمی که مناسبسازی را از حاشیه مناسبتها خارج کرده و به پروژهای دائمی با زمانبندی مشخص، شاخصهای قابل اندازهگیری و نظارت مستمر تبدیل کند. تا زمانی که شهر برای همه نباشد، عدالت شهری محقق نخواهد شد.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




