شغل رنگارنگی که متقاضی ندارد!
سروش غفاری روزنامه نگار
دربارۀ شغلی حرف میزنیم که در نگاه نخست، یکی از بهترین شغلهای دنیاست. حضور در محیط شاد و پرجنب و جوش در میان در و دیوارهای رنگارنگ با فعالیتهای متنوع؛ اما آیا این همۀ حقیقت «مربی مهد کودک» بودن است؟ قطعاً نه... اگر شما کودکی داشته باشید و با مشکلات بچهداری آشنا باشید، میتوانید با شبیهسازی تصور کنید که نگهداری از چندین کودک چقدر سختتر است. بنابراین، پر بیراه نیست اگر بگوییم که این شغل یکی از سختترین شغلهای دنیاست. بهخصوص که در کنار سختیها، از پرمسئولیتترین شغلها هم هست.
وقتی در اتاق مهد کودک شما را با چندین کودک تنها میگذارند، مسئول سلامت آنها هستید و باید برای هر آسیبی، هرچند ناچیز پاسخگوی والدین آنها باشید. آسیبهایی که در خانه هم ممکن است اتفاق بیفتد. بنابراین مربیان مهد کودک معمولاً در طول روز استرس زیادی را تحمل میکنند.
از سوی دیگر، والدین هم از برخورد غلط و گاه آسیبزنندۀ برخی مربیان مهد کودک گلایه دارند. در سالهای اخیر گزارشهای غیررسمی از دادن داروی خوابآور به کودکان، کتک زدن و تنها گذاشتن کودکان در کلاس دهان به دهان میچرخد.
یک لحظه غفلت از کودکانی که همۀ وجودشان میل به تحرک و تجربۀ جهان دارد، ممکن است منجر به حوادث غیرقابل جبرانی شود.
نخستین دغدغۀ مادران شاغل
باید این نکته را در نظر داشت که با افزایش تحصیلات و اشتغال در زنان، هرروز تعداد زنانی که برای مراقبت از کودکانشان نیاز به کمک دارند افزایش مییابد. بنابراین، طبیعی است که تعداد مهدها و مربیها افزایش داشته باشد؛ افزایشی که گاه متناسب با پتانسیلهای نیروی انسانی و حتی مکانی مناطق مختلف نیست. برای این منظور، سالها قبل رشتۀ دانشگاهی نیز برای تربیت مربیان مهد و پیشدبستانی تأسیس شد که تعداد فارغالتحصیلان آن بسیار ناچیز است.
مسائل و مشکلات مربیان مهد کودک تنها منحصر به کشور ما نیست. بلکه در بسیاری از کشورهای دنیا، یکی از شغلهایی که با کمبود نیروی کار در سالهای اخیر مواجه بوده است همواره شغل مربیگری مهد است، زیرا این شغل حرفهای پرزحمت و در عین حال کمدستمزد است. درآمد مربیان مهد معمولاً بسیار کم است. این موضوع، علاوه بر تلقی غلط از سختی این شغل، بهخصوص در کشور ما معلول ساعت کار کوتاه مربیان مهد است که ممکن است آنها را از پوشش بیمۀ کامل خارج کند. بهخصوص مربیانی که مثلاً در دورۀ پیش دبستانی اول و دوم، وظیفۀ آموزش کودکان را بر عهده دارند و نه نگهداری آنها را.
کار زیاد، حقوق کم!
در ایالات متحده، میانگین حقوق سالانه مربیان مهد کودک به سختی از مرز ۳۵۰۰۰ دلار فراتر میرود. در کشورهای در حال توسعه این رقم بسیار کمتر است. این موضوع باعث میشود بسیاری از کسانی که علاقهمند و مستعد کار با کودکان هستند، یا اصلاً وارد این شغل نشوند و یا خیلی زود آن را ترک کنند.
یک مربی مهد باید همزمان نقش معلم، مراقب، روانشناس و حتی میانجی را ایفا کند. مدیریت رفتارهای غیرقابل پیشبینی کودکان، رسیدگی به نیازهای متنوع آنها و پاسخگویی به انتظارات والدین، میتواند خیلی زود باعث فرسایش ذهن مربیان شود. مطالعات نشان میدهد که مربیان مهد کودک در اروپا و آسیا نسبت به گذشته از نظر جسمی و روحی فرسودهتر شدهاند، بهویژه در مناطقی که نسبت مربی به کودک بالاست. یعنی تعداد زیادی از کودکان در یک کلاس و تنها با یک مربی هستند. نسبت تعداد شاگرد به مربی در مهد کودک نسبت استانداردی است که باید رعایت شود. مثلاً در دنیا اینطور برآورد میشود که تقریباً برای هر چهار کودک زیر سه سال، باید یک مربی استخدام شود و در مقاطع بالاتر تعداد شاگرد هر مربی حداکثر باید ده تا باشد. این نسبت بسیاری از اوقات در کشور ما نقض میشود و تعداد بیشتری دانشآموز در کلاس یک مربی هستند که رسیدگی به آنها دشوار است.
همه به دنبال مربی مهد کودک
به همین دلایل است که امروز بسیاری از کشورهای صنعتی و ثروتمند، با کمبود شدید مربی مهد کودک مواجه هستند و گاهی در برنامهریزیهای کلان خود به راهکارهایی مثل آموزش و استخدام مربی مهد کودک از میان مهاجران اشاره میکنند. در کشوری مثل استرالیا، حدوداً 20 هزار کمبود نیروی کار در مهد کودک وجود دارد. در انگلستان، آمریکا و کانادا نیز، کمبود مربی مهد کودک کاملاً مشهود است و مشکلاتی ایجاد کرده است. مثلاً در کشورهای اروپایی، بسیاری از والدین باید برای ثبتنام کودک خود در مهد کودکهای خوب، ماهها در صف انتظار باقی بمانند.
کشور آلمان برآورد کرده که تا سال 2030 بیش از 200 هزار نیروی کار تازه، برای استخدام در مهدهای کودک نیاز دارد که برای جذب آنها باید برنامهریزی جدی انجام شود.
از طرفی در بسیاری از کشورهای فقیر، مربیان در معرض آموزش مدام نیستند. یعنی فرصت این را ندارند که خودشان را با دستاوردهای تازۀ علوم تربیتی و روانشناسی رشد و کودک همراه کنند. به همین دلیل، نگرش آنها به موضوع نگهداری و آموزش کودکان سنتی باقی میماند. مثلاً در کشور خودمان بسیار دیده شده که مربیانی بدون تحصیلات مرتبط و تجربۀ کافی به کار گرفته میشوند. دلیل این امر نیز دستمزد پایین نیروی غیرمتخصص است که گاهی از چشم بهزیستی نیز دور میماند.
باید به این نکته هم توجه کرد در برخی مناطق، امکانات آموزشی و فضای آموزشی مناسب کودکان وجود ندارد. مثلاً بسیاری از مهدهای کودک در بزرگترین شهرهای ایران در ساختمانهای فرسوده مستقر شدهاند و امکانات بهروز و کافی در اختیار مربیان خود قرار نمیدهند.
همهچی یادش بده!
علاوه بر اینها، یکی از بزرگترین مشکلات مربیان مهد کودک، فشار زیاد و گاهی غیرواقعبینانۀ والدین در مورد مهارتآموزی کودکان است. در روزگار کنونی که بهخصوص در کشور خودمان، شاهد مسابقۀ کلاس رفتن و مهارت یافتن کودکان از سن پایین رو به افزایش است، بسیاری از والدین از مربی انتظار دارند مهارتهای پیچیده و نامناسب متنوعی را در زمان کوتاه حضور کودک در مهد، به او آموزش دهند. این در حالی است که روانشناسان معتقدند در سنین پیش از دبستان، مأموریت محیطهای آموزشی باید بر بازی و پرورش خلاقیت کودکان استوار باشد و نه آموختن چند زبان و ریاضی و ساز زدن و بسیاری از مهارتهایی که هر روز بیشتر مد میشود. این فشار، بهویژه در مهدکودکهای خصوصی و رقابتی، بار مضاعفی بر دوش مربیان میگذارد.
با وجود سختی و پیچیدگی کار مربیان، معمولاً نسبت به معلمان سایر مقاطع بسیار کمتر دیده میشوند و از آنها قدردانی میشود. مربی مهد کودک گویا شغل کماهمیت و پیش پا افتادهای دارد که از نظر دیگران احتمالاً هرکسی از پس آن برمیآید.
وقتی موضوع را از تمام زوایا بررسی میکنیم، میتوانیم به این نتیجه برسیم که مشکل مربیگری مهد یکی از مسائل مهم حداقل در حوزۀ خدمات عمومی در دنیاست که در آینده بغرنجتر هم خواهد شد. پیگیری مسائل صنفی این قشر، بدون داشتن تصویر جامعی از مسائل و مصائب شغلی آنها، غیرممکن است. اگر بخواهیم به بحث جوانی جمعیت نگاه واقعبینانه داشته باشیم، باید در نظر بگیریم که یکی از مهمترین موانع فرزندآوری در زوجهای امروز کشورمان، مسئلۀ مراقبت از کودک بهخصوص در سالهای نخست زندگی است. بنابراین باید برای افزایش تعداد مربیان متخصص مهد کودک برنامهریزی جدی انجام شود.